نانوتکنولوژی و زعفران

در این مطالعه مروری به بررسی تحقیقات انجام شده در زمینه زعفران و نانوتکنولوژی پرداخته شده است. این تحقیقات در زمینه بسته بندی تا نانوکپسوله کردن ترکیبات فعال زعفران (با تکیه بر کروسین) می باشد.

1-    اسلامی و همکارانش در سال 2015 به بررسی تاثیر بسته بندی کامپوزیت نانوسیلور بر ویژگی های میکروبیولوژیکی زعفران ایرانی پرداختند. در این پژوهش بار میکروبی کلاله زعفران خشک شده در طول یک دوره 6 ماهه نگهداری در بسته بندی نانوسیلور بررسی شد. برای ارزیابی کارایی نانوسیلور ابتدا نمونه های زعفران که از 5 منطقه مختلف استان خراسان جمع آوری شده بود، به چهار نوع باکتری (Staphylococcus aureus, Enterococcus faecalis, Salmonella Enteritidis, Enterobacter, Escherichia coli) و دو نوع قارچ (Fusarium oxysporum  و  Aspergillus flavus) آلوده شد. نانوسیلور نیز در غلظت های مختلف (400، 800، 1200 و ppm 4000) در کامپوزیت بکار برده شد. آزمایشات میکروبی در بازه های زمانی 14، 28، 64، 90 و 180 روز پس از بسته بندی انجام شد. نتایج نشان داد بار میکروبی نمونه ها در 5 مورد در حد استاندارد بوده و قارچ ها جمعیت غالب را در این نمونه ها داشته اند. همچنین مشخص گردید با افزایش غلظت نانوسیلور در بسته بندی زعفران، کارایی ضدمیکروبی آن افزایش می یابد.

2-    رهایی و همکاران در سال 2015 به بررسی امکان بهبود پایداری کروسین با استفاده از نانوذرات زیست تخریب پذیرِ کیتوزان- آلژینات پرداختند. آنها نانوانکپسولاسیون کروسین را با استفاده از روش اصلاح شده ژلاتیناسیون یونی به عنوان فرآیند جهت بهبود پایداری این رنگدانه زعفران ارزیابی نمودند. متغیرهای مورد بررسی شامل غلظت کیتوزان، آلژینات و pH بوده و اثر آنها بر اندازه ذرات، پتانسیل زتا و راندمان انکپسولاسیون ارزیابی شد. نتایج نشان داد اندازه نانوذرات تولیدی در محدوده 230-165 نانومتر بوده و راندمان ریزپوشانی نیز 33/48% می باشد. نسبت وزنی کیتوزان- آلژینات در این نمونه ها 1 به 25/1 بوده و pH محیط 7/4 تنظیم گردید. آزمون های مربوط به بررسی پایداری نشان داد نانوانکپسولاسیون کروسین با بیوپلیمرهای کیتوزان- آلژینات سبب افزایش پایداری آن در مقابل شرایط محیطی می گردد.

3-    هادوی و جعفری در سال 2014 به بررسی نانوانکپسولاسیون عصاره زعفران با استفاده از نانولیپوزوم پرداخته و تاثیر غلظت لیستین، روغن و زعفران بر راندمان انکپسولاسیون و پایداری نانولیپوزوم تولیدی را ارزیابی نمودند. در این پژوهش عصاره آبی زعفران تولید شده و بوسیله گلیسرول، روغن و لیستین انکپسوله گردید. نتایج نشان داد نانولیپوزوم های حاوی زعفران (با فرمولاسیون 15/0%، روغن 35% و لیستین 1%) دارای بهترین شرایط از لحاظ سایز و انکپسولاسیون بودند. همچنین مشخص گردید افزایش غلظت روغن، زعفران و لیستین تاثیر معناداری بر انکپسولاسیون نانولیپوزوم دارد.

4-    اسفنجانی و همکاران در سال 2015 نانوانکپسولاسیون عصاره زعفران با استفاده از امولسیون چندگانه حاوی پکتین و کنسانتره پروتئین آب پنیر و خشک کن پاششی را ارزیابی نمودند. در این پژوهش امولسیون عصاره زعفران اولیه در روغن (W/O) حاوی 10% (وزنی/ وزنی) عصاره زعفران مجددا برای تولید امولسیون آب در روغن در آب امولسیفیته شد. برای پایدار کردن امولسیون از پکتین و کنسانتره پروتئین آب پنیر استفاده شد. راندمان انکپسولاسیون کروسین، پیکروکروسین و سافرانال بررسی گردید. نتایج نشان داد امولسیون چندگانه آب در روغن در آب که با استفاده از پکتین و کنسانتره پروتئین آب پنیر پایدار شده است دارای پتانسیل بسیار خوبی برای انکپسولاسیون ترکیبات موثره زعفران می باشد.

5-    گل محمدزاده و همکاران در سال 2011 آماده سازی و ارزیابی ویژگی های محافظت کنندگی سافرانال در برابر اشعه خورشید و اثرات مرطوب کنندگی آنرا در نانولیپوزوم مورد ارزیابی قرار داده و با نمونه شاهد حاوی هوموسالات مقایسه شد. نانولیپوزوم ها حاوی درصدهای مختلف سافرانال (25/0، 5/0، 1، 2، 4 و 8%) بود. لیپوزوم ها با روش گداخت و هموژنیزاسیون تولید شدند. فاکتور محافظت در برابر خورشید (SPF) در محیط آزمایشگاه مورد ارزیابی قرار گرفت. مطالعات آزمایشگاهی مربوط به قدرت نفوذ فرمولاسیون های مختلف در سلول نیز ارزیابی شد. برای هر فرمولاسیون مقدار سافرانال نفوذ کرده و باقیمانده پس از 24 ساعت اندازه گیری شد. مقدار رطوبت پوست نیز قبل از استفاده از نانولیپوزوم سافرانال و پس از استفاده از آن در بازه های زمانی 30 دقیقه، 1، 2 و 3 ساعت ارزیابی شد. نتایج نشان داد SPF لیپوزوم های حاوی 8% سافرانال به طور معناداری بالاتر از نمونه های دارای هوموسالات بود. از لحاظ خصوصیات رطوبت دهی اختلاف معناداری بین لیپوزوم های حاوی 1 و 4% سافرانال و همچنین نانولیپوزوم های خالی وجود نداشت.

6-    موسوی و همکاران در سال 2011 به بررسی امکان بهبود خاصیت سمی کروسین در برابر سلول های سرطانی بوسیله محبوس کردن آن در نانولیپوزوم پرداختند. برای تهیه نانولیپوزوم کروسین از روش تبخیر حلال استفاده شد. پس از تهیه نانولیپوزوم، با استفاده از خشک کن انجمادی خشک گردید. سلول های سرطانی در معرض کروسین و نانولیپوزوم های حاوی کروسین با دوغلظت 5/0 و 1 میکرومول قرار گرفتند. نتایج نشان دهنده تاثیر معنادار غلظت کروسین بر ویژگی های ضدسرطانی آن می باشد. مشخص گردید استفاده از نانوانکپسولاسیون کروسین در لیپوزوم سبب افزایش سمیت آن بر علیه سلول های سرطانی می شود.

7-    فراهانی و همکاران در سال 2015 به بررسی اثر کودهای حاوی نانوذرات آهن بر میزان جذب آهن در زعفران و کیفیت و کمیت زعفران تولیدی پرداختند. آنها از دو نوع کود یکی حاوی آهن و دیگری حاوی نانوذره آهن و در سه غلظت 5/0، 5 و 10 کیلوگرم بر هکتار استفاده نمودند. فاکتورهای کمی مورد بررسی در این پژوهش تعداد گل، کیفیت گل، راندمان تر و خشک کلاله تولیدی، میزان کلروفیل a و b و کلروفیل کل بود. فاکتورهای کیفی مورد بررسی نیز شامل میزان ترکیبات فعال (کروسین، پیکروکروسین و سافرانال) بود. نتایج نشان داد میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال، کلروفیل کل و کلروفیل b تحت تاثیر غلظت و نوع کود قرار نمی گیرند اما افزایش میزان میزان کود نانو تا 10 کیلوگرم بر هکتار، راندمان تولید گل تر افزایش یافت. استفاده از 5 کیلوگرم در هکتار از کود نانو منجر به افزایش راندمان خشک تولید کلاله شد. نهایتا مشخص گردید استفاده از کود نانو دارای کارایی بالاتری از کود معمولی داشته و همچنین غلظت 5 کیلوگرم در هکتار نسبت به 10 کیلوگرم ارحجیت داشت.

8-    ثالث و همکاران در سال 2012 به بررسی تاثیر استفاده همزمان از پرتو گاما و بسته های حاوی نانوذرات نقره بر ویژگی های میکروبیولوژیکی زعفران پرداختند. نمونه های زعفران در ظروف پلی اتیلنی حاوی ppm 300 نانوذرات نقره بسته بندی شده و در معرض پرتوافکنی با کبالت-60 با 4 شدت (1، 2، 3 و 4 کیلوگری) در دمای اتاق قرار گرفتند. ظرفیت آنتی اکسیدانی این دو تکنولوژی بر علیه باکتری های مزوفیل هوازی، انتروباکترها، اشرشیا کلای و کلستریدیوم پرفرینژنس بررسی شد. بررسی ها نشان داد بهترین شرایط برای کاهش جمعیت میکروبی در بسته بندی های حاوی نانوذرات نقره، 2 کیلو گری بوده و در بسته های فاقد ذرات نقره 4 کیلوگری می باشد.

9-    امیرنیا و همکاران در سال 2014 تاثیر استفاده از کود نانو و وزن های مختلف بنه های مادری زعفران را بر ویژگی های زعفران مورد ارزیابی قرار دادند. در این پژوهش از نانوکودهای مختلف (آهن، فسفر، پتاسیم) استفاده شده و بنه های زعفران از مناطق مختلف ایران (مشهد، تربت حیدریه، تربت جام، گناباد، قائن و بیرجند) با وزن های مختلف (6، 8، 10 و 12) جمع آوری گردید. در طول 2 سال مدت زمان آزمایش مشخص گردید اختلاف معنی داری بین نوع کودهای نانو، اکوتیپ های زعفران و وزن بنه های زعفران وجود دارد. نتایج نشان دهنده اهمیت معنادار نانوکودها بر راندمان تولید زعفران بود.  همچنین نانوکودها تاثیر معناداری بر کیفیت گلدهی زعفران داشتند. بنه های جمع آوری شده از مشهد و تربت حیدریه دارای راندمان بالایی بودند. این نتایج نشان دهنده اهمیت بالاتر وزن بنه مادری نسبت به نوع کود مورد استفاده و همچنین اکوتیپ زعفران بر راندمان تولید بود. با افزایش وزن بنه از 6 تا 12 گرم، راندمان تولید کلاله خشک و تعداد گل های تولیدی به ترتیب 17/5 و 4/4 برابر شد. نهایتا مشخص گردید گلدهی زعفران قویا متاثر شرایط محیطی و مدیریت مزرعه می باشد.

10-رضوانی و شریف زاده در سال 1393 تاثير نانو نقره بر خصوصيات رشد رويشي زعفران را ارزیابی نمودند. در اين آزمايش اثر پيش تيمار غلظت هاي صفر، 40، 80 و 120 پي پي ام محلول نانو نقره و بر هم کنش اين تيمارها با شرايط تنش غرقابي و عدم تنش غرقابي بر روي ريشه هاي زعفران مورد بررسي قرار گرفت. در شرايط بدون تنش غلظت هاي 40 و 80 پي پي ام نانو نقره تعداد ريشه را افزايش داد، اما طول ريشه با پيش تيمارهاي آب و نانو نقره 40 پي پي ام در سطح اطمينان 99 درصد افزايش پيدا کرد. در شرايط تنش غرقابي کاربرد غلظت هاي 40 و 80 پي پي ام اثر تنش را بر تعداد ريشه جبران کرد و کاربرد غلظت 40 پي پي ام نه تنها موجب جبران اثر تنش روي طول ريشه شد، بلکه ميزان اين صفت را به بيشتر از ميزان آن در شرايط شاهد بدون تنش افزايش داد. همچنين کليه پيش تيمارها موجب جبران اثر تنش بر وزن خشک و وزن تر ريشه شدند.

11-بقایی و ملکی در سال 1392 کود کلات آهن با بنيان هاي نانو و ميکرو بر عملکرد کمي و تخصيص مواد فتوسنتزي زعفران زراعي را مورد مقایسه قرار دادند. اثر کود آهن با بنيان هاي متفاوت نانو و ميکرو بر عملکرد کمي و تخصيص مواد فتوسنتزي زعفران آزمايشي به صورت فاکتوريل در مزرعه آموزشي و تحقيقاتي دانشکده کشاورزي دانشگاه شاهد در سال زراعي 90-1389 ارزیابی شد. فاکتور هاي آزمايش شامل دو نوع کود کلات آهن معمولي و نانو در سه سطح صفر، 5 و 10 کيلوگرم در هکتار بود. صفات مورد بررسي از قبيل طول برگ، تعداد برگ، تعداد گل، وزن کل پداژه، وزن تر گل، وزن پداژه اصلي، تعداد پداژه، عملکرد خشک کلاله، غلظت آهن در اندام هوايي و قطر پداژه اصلي به طور معني داري (در سطح 1 تا 5 درصد) تحت تاثير تيمارها قرار گرفت. با افزايش مقدار هر دو نوع کود، عملکرد زعفران افزايش يافت و کاربرد 10 کيلوگرم نانو کلات سبب افزايش وزن خشک کلاله (59 درصد)، وزن تر گل (69 درصد)، تعداد گل (51 درصد)، تعداد برگ (62 درصد)، طول برگ (14 درصد)، قطر پداژه اصلي (33 درصد) و وزن کل پداژه (42 درصد) نسبت به شاهد گرديد. تيمار کاربرد 5 کيلوگرم نانو کلات منجر به افزايش 56 درصدي تعداد پداژه نسبت به شاهد گرديد. بررسي غلظت آهن در اندام هوايي تحت تاثير نوع کود قرار نگرفت، اما با افزايش مقدار کود آهن، غلظت آهن در اندام هوايي کاهش يافت. جذب آهن کل در اندام هوايي در تيمار کود نانو 11 درصد نسبت به کود ميکرو افزايش معني دار نشان داد. به طور کلي، نتايج نشان داد که کود آهن با بنيان نانو نسبت به ميکرو موثرتر مي باشد به نحوي که در بيشتر صفات تيمار پنج کيلوگرم نانو کلات معادل 10 کيلوگرم کود کلات معمولي مي باشد

 

 

منابع

  • ملکی فراهانی, س., & عقیقی شاهوردی, م. (2015). بررسی تأثیر کاربرد نانو کود آهن در مقایسه با کلات آن بر عملکرد کمی و کیفی زعفران زراعی (Crocus sativus L.). به زراعی کشاورزی, 17(1), 155-168.‎
  • Eslami, M., Bayat, M., Nejad, A. S. M., Sabokbar, A., & Anvar, A. A. (2015). Effect of polymer/nanosilver composite packaging on long-term microbiological status of Iranian saffron (Crocus sativus L.). Saudi Journal of Biological Sciences.
  • Golmohammadzadeh, S., Imani, F., Hosseinzadeh, H., & Jaafari, M. R. (2011). Preparation, characterization and evaluation of sun protective and moisturizing effects of nanoliposomes containing safranal. Iranian journal of basic medical sciences, 14(6), 521.
  • Esfanjani, A. F., Jafari, S. M., Assadpoor, E., & Mohammadi, A. (2015). Nano-encapsulation of saffron extract through double-layered multiple emulsions of pectin and whey protein concentrate. Journal of Food Engineering, 165, 149-155.
  • Amirnia, R., BAYAT, M., & Tajbakhsh, M. (2014). Effects of Nano Fertilizer Application and Maternal Corm Weight on Flowering at Some Saffron (Crocus sativus L.) Ecotypes. Turkish Journal Of Field Crops, 19(2), 158-168.
  • Sales, E. H., Sedeh, F. M., & Rajabifar, S. (2012). Effects of gamma irradiation and silver nano particles on microbiological characteristics of saffron, using hurdle technology. Indian journal of microbiology, 52(1), 66-69.
  • Mousavi, S. H., Moallem, S. A., Mehri, S., Shahsavand, S., Nassirli, H., & Malaekeh-Nikouei, B. (2011). Improvement of cytotoxic and apoptogenic properties of crocin in cancer cell lines by its nanoliposomal form. Pharmaceutical biology, 49(10), 1039-1045.
  • Rahaiee, S., Shojaosadati, S. A., Hashemi, M., Moini, S., & Razavi, S. H. (2015). Improvement of crocin stability by biodegradeble nanoparticles of chitosan-alginate. International journal of biological macromolecules, 79, 423-432.

 

آشنایی با طیف‌سنجی جذب اتمی

آشنایی با طیف‌سنجی جذب اتمی

طیف‌سنجی (یا طیف‌نمایی یا اسپکتروسکوپی) مطالعه ماده و خواص آن، با بررسی نور، صوت و ذرات گسیل شده، جذب شده یا پراکنده شده از ماده مورد نظر است. طیف‌سنجی به عنوان مطالعه برهمکنش بین نور و ماده نیز تعریف می‌شود. از لحاظ تاریخی طیف‌سنجی به شاخه‌ای از علم برمی‌گردد که برای مطالعات نظری در ساختار ماده و آنالیزهای کیفی و کمی از نور مرئی استفاده می‌شد. در حال حاضر طیف‌سنجی به عنوان یک تکنیک جدید نه فقط برای نور مرئی بلکه برای بسیاری از تابش‌ها با طول موج‌های متفاوت به کار برده می‌شود. طیف‌سنجی جذب اتمی یکی از روش‌های طیف‌سنجی است که به‌وسیله آن می‌توان با دقت بالایی غلظت عناصر فلزی موجود در یک نمونه را تعیین نمود (اسلام پور و حسن پور، 1384).


 طیف‌های جذب اتمی

طیف جذبی یک عنصر در شکل گازی و اتمی آن یک سری خطوط باریک کاملاً مشخص است که از جهش‌های الکترونی بیرونی‌ترین الکترون‌ها به وجود می‌آیند. الکترون‌های لایه ظرفیت اتم، تابش الکترومغناطیس در گستره فوق بنفش و مرئی را جذب یا نشر می‌کند. در اتم‌های آزاد، برخلاف مولکول‌ها که دارای ترازهای انرژی ارتعاشی و چرخشی است، فقط جهش‌های الکترونی صورت می‌گیرد. به همین دلیل وقتی‌که انرژی توسط اتم‌ها جذب یا نشر می‌شود، خطوط طیفی مجزا مشاهده می‌شود، که اساس روش‌های طیف بینی اتمی است، مولکول‌ها و یون‌های چنداتمی دارای نوارهای جذبی پهن هستند، درحالی‌که اتم‌ها دارای خطوط جذبی باریک (معمولاً با پهنای 001/0 الی01/0 نانومتر) هستند؛ بااین‌حال دو اثر زیر تمایل دارند که خطوط جذبی اتم‌ها را تا 02/0 تا 05/0 آنگستروم پهن کنند (اسلام پور و حسن پور، 1384):

 

اصول پایه طیف‌سنجی جذب اتمی

1- همه اتم‌ها می‌توانند نور جذب کنند.

2-طول موج نوری که جذب می‌شود برای هر عنصر متفاوت بوده و مختص همان عنصر است.

 3- میزان نور جذب شده مستقیماً به غلظت اتم‌های جذب‌کننده نور یا به عبارتی به غلظت عنصر موردنظر در نمونه محلول، بستگی دارد . در تجزیه جذب اتمی، ماده مورد اندازه‌گیری باید به حالت عنصری کاهش یابد، تبخیر شود و سر راه شعاع تابش منبع، قرار گیرد. در این فرایند نمونه‌ها باید به‌صورت محلول باشند. در اولین قدم آزمایش، محلولِ حاوی عنصر مورد نظر، به‌وسیله یک شعله که به‌عنوان مثال با هوا و استلین می‌سوزد در دمای 2000 درجه سلسیوس (درجه حرارتی پایین‌تر از طیف تابشی) بخار می­شود. در اثر بخار شدن، قسمت اعظم عناصر موجود در محلول به حالت خنثی درمی‌آید و پرتوی تابش شده از لامپ‌های کاتدی (لامپ مخصوص برای هر عنصر) توسط اتم‌های خنثی‌شده، جذب می‌شود. در این حالت شدت اشعه تابش اولیه کمتر می‌شود. تفاوت شدت دو پرتوی تابشی و خروجی معیار غلظت عناصر موجود در محلول است. عیب اصلی این تکنیک، وجود نیاز به یک لامپ منبع جداگانه برای هر عنصر مورد تجزیه است. برای رفع این نقیصه کوشش‌هایی به عمل آمده است تا یک منبع پیوسته به همراه یک تکفام ساز (تکفام ساز، جلوی منبع نور قرار می‌گیرد و طول موج مورد نظر را عبور می‌دهد) با قدرت جداکنندگی بسیار بالا به کارگرفته شود. اما این تکنیک به اندازه به‌کارگیری یک لامپ مخصوص برای هر عنصر رضایت بخش نیست (اسلام پور و حسن پور، 1384).


2-11-3 کاربردهای جذب اتمی

طیف‌سنجی جذب اتمی یک روش فوق‌العاده با کاربرد چندمنظوره در شیمی تجزیه است. غلظت عناصر کمیاب سمی موجود در آب آشامیدنی و چند عنصر معمول دیگر، مانند کلسیم، سدیم و همچنین مقادیر بسیار ناچیز غلظت فلزات دیگر توسط این روش، قابل اندازه‌گیری است. طیف‌سنج‌های جذب اتمی همچنین برای تعیین اینکه آیا سطح درمانی داروهایی نظیر لیتیم در خون، تأمین شده است یا خیر و همچنین برای تعیین تراکم آهن در هوای محیط کار، مورد استفاده قرار می‌گیرد. از جمله کاربردهای دیگر آن عبارتند از: سنجش سرب یا کادمیوم در یک قطره خون ، سنجش نقره در آب باران مصنوعی، جستجوی ناخالصی در آلیاژها و فعال کردن واکنش­گرها، آنالیز آب، آنالیز مستقیم هوا، آنالیز مستقیم سنگ معدن فلزات و فلزهای تصفیه شده، سنجش عناصر آلیاژی در فولاد همانند منگنز، منیزیم، کروم، مس، نیکل، مولیبدن، وانادیم، کبالت، تیتانیوم، قلع، آلومینیوم و سرب (Bahaa et al., 2007).

دستگاه طیف‌سنجی جذب اتمی دارای مزایایی است که در زیر آورده شده است:

1-    حساسیت خوب آن برای عناصر مختلف

2-    ساده بودن دستگاه

3-    تعیین غلظت عناصر مختلف به‌وسیله یک محلول

4-    ‌دقت، صحت، تکرارپذیری خوب و سرعت بالا (Bahaa et al., 2007).

مزاحمت زمینه‌ای، معمولاً توسط جذب گونه‌های چند اتمی یا پراکندگی تابش درون سلول ایجاد می‌شود و برای حذف آن از روش افزایش استاندارد نمی­توان استفاده کرد. برای حذف مزاحمت زمینه‌ای، ضروری است که مقدار جذب مربوط به زمینه تعیین و از جذب کل کم شود، تا جذب تصحیح شده مربوط به آنالیز به دست آید (Bahaa et al., 2007).


  قانون بیر لامبرت

برای به دست آوردن غلظت نمونه مورد بررسی در طیف‌سنجی، نیازمند رابطه‌ای میان میزان نور جذب شده توسط نمونه و غلظت نمونه هستیم که همان قانون بیر لامبرت است. وقتی یک دسته امواج نورانی تک‌رنگ از محیطی وارد محیط یکنواخت دیگر می‌شود، قسمتی از آن منعکس و قسمتی جذب محیط دوم و قسمتی هم از محیط دوم خارج می‌شود. رابطه بین شدت نور تابش و خارج شده از محیط، توسط لامبرت (Lambert) در سال 1760 به دست آمد و بیر (Bear)  در سال 1762 درستی آن را درباره محلول‌ها بررسی نمود و نتیجه گرفت که این قانون درباره محلول‌ها هم صادق است (Demtröder, 1996).

قانون بیر لامبرت یکی از قوانین اصلی در اپتیک است. این قانون تجربی ارتباط شدت نور جذب شده در اثر عبور از ماده همگن بدون پراکندگی را با خصوصیات ماده بیان می‌کند. این قانون به‌طورکلی به صورت زیر بیان می‌شود (رابطه 1)...

طرز تعیین غلظت یک ماده توسط طیف‌سنجی جذب اتمی

برای اینکه غلظت ماده مورد نظر توسط طیف‌سنجی جذب اتمی معین شود، باید مراحل زیر را انجام داد:
1.  تهیه محلول بلانک (یا محلولی که دارای تمامی مواد غیر از ماده مورد نظراست.)

 2. تهیه نمونه‌های استاندارد از ماده موردنظر با غلظت‌های مشخص

3. قرائت جذب محلول‌های استاندارد

 4. رسم جذب برحسب غلظت‌های استاندارد و به دست آوردن نمودار کالیبراسیون

 5 . اندازه‌گیری جذب محلول مجهول و به دست آوردن غلظت مجهول از روی نمودار.

ابتدا بایستی محلول بلانک را در سلول قرار داد و شکاف منبع تابش را بست تا 100% جذب یا صفر درصد عبور را تنظیم کرد. سپس شکاف منبع تابش، باز شده تا 100% عبور یا صفر درصد جذب تنظیم ‌شود. بعد از تنظیم صفر و 100، جذب محلول‌های استاندارد و همچنین محلول مجهول اندازه‌گیری می‌شود.

دو روش در تجزیه کمی رایج است که عبارت‌اند از: روش نمودار کار (یا روش نمودار درجه‌بندی) و روش افزایش استاندارد. در روش نمودار کار، ابتدا محلول‌های استانداردی با غلظت‌های مناسب و خطی از آنالیت، دقیقاً به همان روش که محلول نمونه تهیه شده است، تهیه می‌شود. سپس بعد از تنظیم جذب صفر توسط محلول بلانک، جذب محلول‌های استاندارد به ترتیب از رقیق به غلیظ توسط دستگاه خوانده و ثبت می‌شود. در پایان، جذب محلول مجهول نیز در همان شرایط ثبت می‌شود. سپس نمودار جذب برحسب غلظت، برای محلول‌های استاندارد رسم می‌شود و جذب مربوط به محلول مجهول روی آن مشخص کرده و غلظت آن تعیین می‌شود. در این حالت دقت نتایج بین دو الی پنج درصد و صحت آن‌ها در محدوده 1/0 الی2 درصد است.

.

.

.

برای دریافت متن کامل و منابع بکار رفته در تهیه این مطلب درخواست خود را با ایمیل گروه  به آدرس  foodsa.arm@gmail.com مطرح نمائید. پاسخگویی به ایمیل نهایتا پس از 48 ساعت انجام خواهد شد.

فلزات سنگین - سرب، کروم، کادمیوم

فلزات سنگین

فلزات سنگین ازجمله آلاینده‌های زیست‌محیطی محسوب می‌شوند که مواجه شدن انسان با بعضی از آنان از طریق آب و مواد غذایی می‌تواند مسمومیت‌های حاد، مزمن و خطرناک ایجاد کند. فلزات سنگین در بدن متابولیزه نمی‌گردد، در واقع پس از ورود به بدن دیگر از بدن، دفع نشده و در بافت‌های بدن انباشته می‌گردند. همین امر موجب بروز بیماری‌ها و عوارض متعددی در بدن می‌شود، ازجمله این‌که سبب گسترش عفونت‌های ویروسی، باکتریایی و قارچی می‌شوند. همچنین فلزات سنگین جایگزین دیگر املاح و مواد معدنی مورد نیاز در بدن می‌گردد. آن‌ها در بافت عروق، عضلات، استخوان‌ها و مفاصل رسوب می‌کنند. مسمومیت با فلزات سنگین می‌تواند منجر به عوارضی مانند اختلالات عصبی، انواع سرطان‌ها، فقر مواد مغذی، بر هم خوردن تعادل هورمون‌ها، سقط جنین، اختلالات تنفسی، قلبی عروقی، آسیب به کبد، کلیه‌ها، مغز، آلرژی، بی‌اشتهایی، پیری زودرس، کاهش حافظه، ریزش مو، پوکی استخوان، بی‌خوابی، تضعیف سیستم ایمنی بدن، کم‌خونی، تخریب ژن‌ها و حتی مرگ شود. بیشترین اثر تخریبی فلزات سنگین ناشی از افزایش اکسید شدن رادیکال آزاد توسط آن‌هاست. رادیکال آزاد، یک مولکول آزاد و پرانرژی است که یک الکترون جفت نشده دارد که یک الکترون دیگر را از سایر مولکول‌ها جذب می‌کند تا به تعادل برسد. به‌طور طبیعی وقتی مولکول‌های سلول با اکسیژن واکنش می‌کنند (اکسایش)، رادیکال‌های آزاد تولید می‌شوند. اما در حضور فلزات سمی یا کمبود آنتی‌اکسیدان‌ها به‌صورت کنترل نشده تولید می‌شوند. رادیکال­های آزاد می‌توانند باعث تخریب بافت‌های مختلف بدن شوند و فساد بافتی را موجب شوند. فلزات سنگین همچنین می‌توانند اسیدیته خون را افزایش دهند که درنتیجه بدن برای حفظ pH مناسب خون، کلسیم را از استخوان‌ها بیرون می‌کشد. به‌علاوه فلزات سنگین شرایطی را ایجاد می‌کنند که منجر به التهاب شریان‌ها و بافت‌ها می‌شود که خود باعث خروج بیشتر کلسیم به سمت بافت‌ها به‌عنوان بافر می‌شود. کلسیم برای از بین بردن التهاب، ناحیه ملتهب را مثل یک پانسمان می‌پوشاند که منجر به سخت شدن دیواره شریان و انسداد پیش‌رونده می‌شود (وزارت کشاورزی، 1376).

مشکل اصلی در مورد فلزات سنگین آن است که با فرآیندهای زیستی تجزیه نمی‌شوند. ترکیبات فلزی می‌توانند تغییر پیدا کنند ولی همچنان باقی می‌مانند. این پایداری به آن‌ها اجازه انتقال به‌وسیله زنجیره غذایی یا آب را می‌دهد. درنتیجه، پایداری فلزات سنگین در سطح بالای زنجیره غذایی بروز می‌کند که می‌تواند در حد چند برابر میزانی که در آب، هوا و یا غذا بوده است انباشته گردد. بنابراین موجب به مخاطره افتادن سلامتی گیاهان و جانوران درگیر این زنجیره می‌گردند (Rahman et al., 1990)

گرچه این امر اثبات شده است که بیشتر فلزات سنگین برای نباتات در حکم یک سم بوده و باعث آسیب به بافت گیاه می‌گردند، با این وجود بعضی مکانیسم‌های خاص که هنوز هم به درستی شناخته نشده‌اند باعث می‌شوند که پدیده‌ای به نام انباشتگی زیستی در گیاه به وجود آید. بنابراین گیاه، فلزات خاصی را که جزو عناصر ضروری برای رشد آن نمی‌باشند در خود جمع و ذخیره می‌کند (Sanita et al., 1999).

منشأ وجود این آلودگی‌ها مسائلی از قبیل نامناسب بودن آب زراعی، و عدم کنترل فاضلاب‌های صنعتی کارخانه‌ها و نیز استفاده بی‌رویه از سموم است که باعث هدایت رسوبات فلزات سمی به مزارع شده و درنهایت باعث پایین آوردن کمیت و کیفیت محصول برنج و خطرات بی‌شمار بعدی می‌گردد. فلزات سنگین مثل کروم و نیکل دارای ویژگی انباشتگی زیستی در بافت‌های موجودات زنده اعم از انسان، حیوان و گیاه می‌باشند، بنابراین خطرات ناشی از مصرف یک ماده غذایی آلوده به این عناصر، حتی به مقدار کم، بالاست (Sanita et al., 1999).

تأثير سرب بر روي دستگاههاي مختلف بدن

آثار سرب بر روي خون

كم خوني[1]، شاخص كلاسيك مسموميت با سرب است. اختلال در بيوسنتز آهن[2] به علت اين است كه سرب عمل آنزيمهاي DALAD[3]، كوپروپورفيبرينوژن اكسيداز و فروكلاتاز را مهار مي‌كند.

بيوسنتز پورفيرين با حضور گليسين و سوكسينيل COA و تشكيل محصول حدواسط به نام تري سايكليك اسيد و تشكيل a آمينو b كتوآديپيك اسيد در حضور آنزيم آمينولوولينيك اسيد سنتتاز و ويتامين 6B آغاز مي‌شود (شكل 1-1). كمپلكس با تحمل دكربوكسيلاسيون به سمت تشكيل دلتا آمينولوولينيك اسيد پيش مي‌رود. اين واكنش در ميتوكندري رخ مي‌دهد. بتدريج اين تركيب به سيتوپلاسم وارد مي‌شود. در سيتوپلاسم دو مولكول دلتا آمينولوولينيك اسيد به واسطه آنزيم دلتا آمينولوولينيك اسيد دهيدراتاز با هم تركيب شده و تشكيل پورفوبيلينوژن مي‌دهند. در اين مرحله كه سنتز پورفوبيلينوژن است، مسموميت با سرب مي‌تواند خيلي موثر باشد. مهار اين آنزيم (دلتا آمينولوولينيك اسيد دهيدراتاز) با سرب موجب افزايش دلتا آمينولوولينيك اسيد مي‌گردد و دفع ادراري آن افزايش مي‌يابد. نمودار 1-1 تأثير سرب را در كاهش فعاليت ALAD در بزرگسالان و كودكان نشان مي‌دهد. اين كاهش در كودكان بيشتر است. آنزيم بعدي كه در مسير بيوسنتز آهن توسط سرب مهار مي‌شود، كوپروپورفيبرينوژن اكسيداز است كه موجب افزايش دفع كوپروپورفيرين مي‌شود. مسير مهاري ديگري كه بواسطه تأثير سرب مي‌تواند باعث كم‌خوني شود، مهار آنزيم ميتوكندريايي فروكلاتاز است. اين آنزيم انتقال آهن فريتين را به داخل حلقة پروتوپورفيرين براي توليد هِم تسهيل و سرب از عمل فروكلاتاز جلوگيري مي‌كند. در نتيجه، پروتوپورفيرين در گلبولهاي قرمز خون انسان انباشته و سبب مسموميت مي‌گردد(1،5).

آثار سرب بر دستگاه گوارش

سرب موجب اختلالات گوارشي شده و با علائم كاهش اشتها، دردهاي قولنجي شكم، يبوست، تهوع و استفراغ همراه است. مكانيسم دقيق اثر سرب بر روي دستگاه گوارش مشخص نيست، ولي عنوان گرديده به عواملي نظير حركات دودي روده ارتباط دارد. سرب از طريق تحريك عصب واگ موجب اختلالات گوارشي مي‌گردد. مهمترين اثر گوارشي سرب مربوط به رسوب سولفور سرب بر روي لثه‌ها است كه به صورت خاكستري رنگ ديده مي‌شود. قطر آن 1-5/0 ميلي‌متر و به نام حاشيه بورتون[1] معروف است. همين مكانيسم در نزديكي دندانهاي آسيا بروز مي‌كند و بنام لكه‌هاي گولبر[2] معروف است(8، 9، 10).

آثار سرب بر دستگاه عصبي

سرب روي اعصاب مركزي و محيطي اثر نامطلوب داشته و موجب ضعف بدون درد عضلات بازكننده دست (افتادن مچ دست) مي‌گردد. پاها كمتر تحت تأثير سرب قرار مي‌گيرند. در كودكان انسفالوپاتي سرب معمولاً به علت خوردن رنگهاي سرب‌دار ايجاد مي‌شود. اين اختلال در بزرگسالان به ندرت رخ مي‌‌دهد. در مطالعات هيستوپاتولوژيكي، تغييرات سلولي در بافتهاي مغز مشاهده شده است. سرب باعث افزايش نفوذپذيري غشاي مغز و ترشح مايع مغزي-نخاعي به فضاي بين بافتي مي‌شود. در نتيجه مي‌تواند موجب افزايش فشار مغزي، آتروفي كورتكس، انسفالوپاتي سربي، تشنج، عقب‌ماندگي ذهني، فلج، كوري، كوما و حتي مرگ شود(8، 11).

مطالعات نشان داده است سرب موجب اختلال در متابوليسم تريپتوفان مي‌شود. اين عمل از طريق وقفة فعاليت آنزيم منوآمين اكسيداز صورت مي‌گيرد. تترااتيل سرب از طريق وقفه در فعاليت اين آنزيم موجب افزايش ميزان سروتونين مغز مي‌شود. افزايش سروتونين ممكن است در ايجاد اختلالات عصبي ناشي از اين فلز نقش مهمي ايفا كند(10).

آثار سرب بر كليه

سرب موجب اختلالات كليوي شده، متابوليسم اسيد اوريك را مختل نموده و ممكن است منجر به نقرس شود. آسيب كليه و افزايش فشارخون ممكن است بعد از سالها تماس با سرب ايجاد گردد. مطالعات نشان داده است برخي افرادي كه مبتلا به افزايش فشارخون و نارسايي كليه شده‌اند، در دوران كودكي در معرض سرب قرار داشته‌اند. به طور كلي، نفروپاتي ناشي از سرب بعد از تماس طولاني ايجاد مي‌شود(10). در تماس حاد با سرب، ضايعات كليوي به شكل آتروفي توبولي برگشت‌ناپذير ايجاد مي‌شود. از عوارض ديگر آن سندرم فانكوني[3] است كه با عوارض پروتئينوري، هماتوري و پيوري در ادرار تظاهر مي‌كند(11، 12).

آثار سرب بر سرطان‌زايي

براساس مطالعات انجام شده، مشخص شده است كه تماس مزمن با سرب باعث ايجاد سرطان مي‌گردد. اثرات القاكنندگي تومور تركيبات آلي و معدني سرب در حيوانات آزمايشگاهي به اثبات رسيده است. در موش باعث ايجاد آدنوم[4] و آدنوكارسينوما[5] مي‌گرد. در انسان اين آثار به اثبات نرسيده است. نقش سرب در مكانيسم ايجاد سرطان با بعضي از تركيبات، مثل كرومات نيز گزارش شده است(12).

آثار سرب بر دستگاه تناسلي

سرب موجب اختلال اعمال توليد مثل مي‌گردد. كاهش باروري در زنان، افزايش تولد نوزادان مرده، نازايي در مردان و آتروفي بيضه‌ها در كساني كه در معرض سرب به مدت طولاني قرار گرفته‌اند، گزارش شده است. املاح سرب موجب وقفه در آزادسازي هورمون FSH [6] و كاهش ترشح پروژسترون گشته، منجر به نكروز تخمدان مي‌شود(10).

سرب سبب توليد غيرطبيعي اسپرم و اثر روي محور بيضه، هيپوفيز، هيپوتالاموس در مردان مي‌شود. اگر پدر و مادر هر دو در معرض سرب باشند، كودك آنها در آينده دچار كاهش يادگيري مي‌شود(13).

آثار سرب بر دستگاه قلبي-عروقي

دخالت سرب در افزايش فشارخون با مطالعات همه‌ گير شناسي تأييد شده است. Pirkle و همكارانش گزارش كرده‌اند كه حتي مقادير كم سرب نيز باعث افزايش فشارخون مي‌گردد. بعضي از آثار سرب در افزايش فشارخون ممكن است با سميت كليوي ارتباط داشته باشد.

Goyer نشان داد كه مهار پمپ Na/K ATPase با سرب ممكن است غلظتهاي داخل سلولي سديم و كلسيم را تغيير دهد. تصور مي‌شود كه اين حالت موجب افزايش رنين پلاسما و افزايش فشار خون مي‌گردد. تأثير كلسيم روي افزايش فشار خون القا شده توسط سرب ثابت شده است(1).

آثار سرب بر دستگاه ايمني

سرب مي‌تواند احتمال ابتلا به بيماريهاي عفوني را افزايش دهد. اين كار از طريق كاهش ترشح IgG منجر به تضعيف دستگاه ايمني مي‌شود(2).

مسموميت با سرب

 مسموميت حاد : مسموميت حاد ناشي از سرب به ندرت ايجاد مي‌شود. اين نوع مسموميت بيشتر ناشي از استنشاق مقادير زياد تركيبات سرب و يا در كودكان بر اثر خوردن مقادير زياد رنگهاي سرب‌دار ايجاد مي‌شود علائم آن با دردهاي شديد شكمي همراه است و به دنبال آن، اختلالات شديد مراكز عصبي و كم‌خوني ايجاد مي‌شود. تشخيص مسموميت با سرب بسيار مشكل است؛ زيرا احتمال دارد با بيماريهايي مثل آپانديسيت، زخم معده و پانكراتيت اشتباه شود. تاريخچه مسموميت با سرب در كودكان نشان مي‌دهد كه رشد طبيعي كودكان بر اثر مسموميت با سرب، كاهش مي‌يابد(10).

مسموميت مزمن : تماس طولاني با سرب موجب مسموميت مزمن مي‌شود كه با علايمي مانند : بي‌اشتهايي، ضعف عضلاني، سردرد، عصبانيت، دردهاي عودكننده شكمي، ضعف عضلات بازكننده مچ (كه منجر به افتادن مچ مي‌گردد) همراه است. علايم مسموميت مزمن بستگي به مدت و ميزان تماس دارد(10).



[1] -Burton

[2] -Gulber

[3] -Syndrome fankony

[4] -Adenom

[5] - Adenocarcinoma

[6] - Follicle stimulating hormone



[1] - Anemi

[2] -Deta-Aminolevulinic-Acid-Dehydratase

[3] -Amino-Levuinic-acid-Dehydratase